به نظرم فُرمِ زندگی،شبیه یک بطری نسبتا بزرگ است که مایعی (آب،مشروب،نوشابه یا هر مایع دیگری)درون آن است؛تمام مایع درون بطری مزه ای واحد دارد و ما یک بار آن را تا نصفه،تا یک سوم اول یا آخر یا هر قسمت دیگرش سر می کشیم و انتهایش می ماند برای بقیه ی روز ها...بقیه ی روز ها،همان مزه را دارند...ته مانده ی همان بطری اند...
برچسب:
نویسنده: سجاد فرهادی
من
هنوز گاهی دلم می لرزد...
و حالا
فکر میکنم چقدر مزخرف اند آنهایی که ما را ترک کرده اند!
برچسب:
نویسنده: سجاد فرهادی
آدم نباید به خاطر این که بدبخت نیست خوشحال باشه
آدم وقتی خوشحاله که خوشبخت باشه
صرفا بدبخت نبودن که خوشبختی نیست!
برچسب:
نویسنده: سجاد فرهادی
تمام قصه های زندگی ما ها قضیه ی همونیه که یه کاکتوس خرید و عاشق کاکتوسش بود ولی کاکتوسش هم خشک شد و از بین رفت!
برچسب:
نویسنده: سجاد فرهادی